امروز

چهارشنبه, ۴ بهمن , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۵:۱۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

ایسنا، میثم خدمتی: ساعت پنج عصر است و تیم‌ها کم‌کم وارد استادیوم می‌شوند. همزمان گروه موسیقی مشغول کوک کردن سازهاست و دختربچه‌هایی که بناست در آغاز مراسم پرفورمنسی اجرا کنند، با صدای آن جست و خیز می‌کنند. کنار استیج بنر بزرگی هست که روی آن نوشته «به یاد قربانیان خاموش» و اسم‌های آتنا، بنیتا، ستایش،سارینا، سمیرا، مهدیه، فاطمه، زهرا، کیمیا، زینب، مریم و پریا روی آن به چشم می‌خورد.

وقتی همه‌ی تیم‌های «لیگ فوتبال پرشین» اینجا جمع شوند، بعد از یکی، دو سخنرانی و اجرای چند قطعه موسیقی، اولین بازی انجام می‌شود و دور سوم لیگ رسماً آغاز می‌شود؛ در لیگ فوتبالی که توسط «جمعیت امداد دانشجویی – مردمی امام علی(ع)» برای بچه‌های مناطق محروم و حاشیه‌شهر که برخی از آنان نان‌آوران خانه‌هایشان هستند راه‌اندازی شده است. 


چند سؤال و جواب ساده:


– آیا با فوتبال بازی کردن مشکل معیشتی، فقر، بزه، آسیب‌های اجتماعی، اعتیاد، خشونت و غیره و غیره از بین می‌رود؟ خیر!


– آیا فوتبال بازی کردن می‌تواند جغرافیای زندگی بچه‌هایی که در مناطق محروم و معضل‌خیز زندگی می‌کنند را تغییر دهد؟ خیر!

– آیا همه‌ی بچه‌هایی که در معرض آسیب و محرومیت قرار دارند همین‌هایی هستند که در تیم‌های پرشین بازی می‌کنند؟ خیر!


– آیا با شعاردادن و سخنرانی کردن، صلح جایگزین خشونت می‌شود؟ خیر!


– آیا یک سازمان مردم نهاد با منابع و نیروهای محدود توانایی برچیدن آسیب‌های اجتماعی و به سعادت رساندن همه‌ی کودکان در معرض آسیب را دارد؟ خیر!


– پس اساساً برگزاری لیگ فوتبال برای بچه‌های حاشیه‌نشین چه تأثیر بر کجا دارد؟!


جواب این سؤال را میثم واحدی –مسئول کمیته‌ی ورزشی جمعیت امام علی- که از سال ۸۹ با این سازمان مردم نهاد همکاری داشته است می‌دهد: «این لیگ بستری فراهم کرده برای ایجاد انگیزه و امید در بچه‌هایی که در محل زندگیشان انتخابی جز خشونت و ناهنجاری ندارند ولی ورزش در آنها انگیزه‌ای ایجاد می‌کند برای ادامه‌ی تحصیل و فعالیت در مسیر هنجار زندگی».


جمعیت امام علی که از سال ۷۹ با همت جمعی از دانشجویان دانشگاه شریف به عنوان سازمانی مردم‌نهاد کارش را شروع کرده، در سراسر کشور مراکزی به نام «خانه‌های ایرانی» دارد که به بچه‌ها و زنان سرپرست خانوار خدمت‌رسانی می‌کند. این خانه‌ها در کنار فعالیت‌های آموزشی، مددکاری و روانشناسی، فعالیت‌های ورزشی برای بچه‌های مناطق محروم را نیز در دستور کار دارند.


واحدی می‌گوید بسیاری از بچه‌هایی که زمان تشکیل تیم‌ها در محلات در سنین کودکی بودند الان جوانان رشیدی شده‌اند که با «نگاه اجتماعی  و مسئولانه نسبت به معضلات» در کنار بچه‌های کوچکتر قرار می‌گیرند و سعی می‌کنند الگوسازی کنند.


بسیاری از این بچه‌ها بواسطه‌ی فقر مالی و زندگی در حاشیه‌ی شهرها در معرض آسیب‌ها و معضلات مختلف بوده‌اند اما واحدی با اطمینان می‌گوید: «تنها وجود این تیم ورزشی باعث شده آنها از ورود به فضاهای بزه و اعتیاد دور شوند و داشتیم چندین کودکی که حتی اعتیاد خود را ترک کرده‌اند و الان به عنوان یک ورزشکار در جامعه حضور دارند».


به گفته‌ی واحدی «این بچه‌ها نگاهی مسئولانه به آسیب‌های اجتماعی دارند و تلاش می‌کنند برای دوستان و خواهران و برادران خود الگوسازی کنند و اجازه ندهند آنها به سمت فضاهای بزه بروند و به آنها امید و انگیزه بدهند».


چند ساعت حضور در کنار بچه‌های فوتبالیست و تماشای مراوده‌ی گرم توأم با احترام آنان با اعضای جمعیت، ثابت می‌کند که پرشین فقط یک تیم فوتبال نیست. ورزش در محیطی سالم برای بچه‌هایی که بسیاری از آنان برای اینکه نان‌آور خانه باشند ناچار به ترک تحصیل می‌شوند و فضای فرهنگی – آموزشی حداقلی را نیز از دست می‌دهند، موجب هویت‌بخشی مثبت می‌شود.


ایجاد حس خودارزشمندی از طریق ورزش در بچه‌هایی که به دلیل زندگی و اشتغال در فضاهای ناسالم و خشن، با انواع سرکوب‌ها مواجهند، موجب می‌شود بتوانند در عرصه‌های مختلف زندگی با اعتماد به نفس بیشتری ایفای نقش کنند.


بعلاوه آموزش‌هایی که بچه‌ها در تیم‌های پرشین دریافت می‌کنند محدود به تمرینات ورزشی نیست. جمعیت امام علی در قالب این باشگاه‌ها سعی می‌کند «ارزش‌های اخلاقی و پهلوانی را که در جامعه‌ی ورزشی کمرنگ شده» به بچه‌های منتقل کند. واحدی می‌گوید «مربیانی که در کنار بچه‌ها فعالیت می‌کنند با بچه‌ها رفیقند و از این طریق سعی کردیم فضایی مثبت و سالم برای تیم‌ها ایجاد کنیم که بچه‌ها بتوانند نگاه سالم را به جامعه انتقال بدهند».

 



سعیدالدین بزرگ‌زاده، مربی و سرپرست تیم روستای مغ شهرستان سرباز، می‌گوید ۲۴ سال است یک مدرسه‌ی فوتبال را در همین روستا اداره می‌کند؛ البته قدیم‌تر به بازی‌های بومی – محلی می‌پرداختند ولی با آمدن برق و تلویزیون، فوتبال به بازی محبوب بچه‌های منطقه تبدیل شده و سعید هم شده مربی تیم محلی. 


سعید می‌گوید یک روز که اعضای جمعیت در روستا حضور داشتند بطور اتفاقی تیم آنها را در حال تمرین می‌بینند و به آنها پیشنهاد می‌دهند که به لیگ بپیوندند؛ او درباره‌ی احساسش می‌گوید: «از وقتی به جمعیت امام علی ملحق شدیم انگار به ما دنیا را دادند. خدا را شاکریم. چون در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که برای داشتن یک توپ در زحمت و مضیقه‌ایم».


دوسالی است که تیم روستای مغ به لیگ پرشین پیوسته و بازیکنان تیم از طرف جمعیت امام علی توپ و لباس ورزشی دریافت می‌کنند و در مسابقات لیگ حضور دارند. آقای مربی از حضور تیمش در پایتخت خوشحال است و برق این شادی چشمانش را روشن‌تر کرده است. سعید آرزو داشته به عنوان بازیکن و مربی در مسابقات کشوری حضور داشته باشد و می‌گوید حالا با این بچه‌ها به آرزویش رسیده است.


سعید که آموزگار ابتدایی است می‌گوید برای اینکه «خدایی نکرده بچه‌ها به طرف اعتیاد و بی‌بندوباری نروند» با کمترین امکانات ساخته ولی فوتبال را ول نکرده؛ او بازی در تیم فوتبال را در روحیه‌ی بچه‌ها اثرگذار می‌داند و می‌گوید: «کسانی که در مدرسه‌ی فوتبال ما بودند دنبال درس و تحصیل رفته‌اند و زندگی تشکیل داده‌اند و کسانی که از جمع ما خارج شدند متأسفانه معتاد شدند. دوستانی دارم که از هم‌روستایی‌های خودم بودند و ورزش را ول کردند؛ الان به بدترین شکل ممکن معتاد شده‌اند و در روستای خودم ول می‌گردند».


راشد از بچه‌های تیم پرشین دروازه غار که سه سال است عضو این تیم شده هم حرف‌های میثم و سعید را تأیید می‌کند. راشد قبل از این جایی بازی نمی‌کرد و می‌گوید با آمدن جمعیت امام علی فوتبالیست شده است.


راشد هجده‌ساله است و می‌گوید چهار، پنج سالی هست که درس و مدرسه را ول کرده؛ از کلاس هفتم. او برای اینکه سر کار برود و کمک‌خرج پدرش باشد ترک تحصیل کرده؛ مثل پدرش کارش دستفروشی در مترو بوده و حالا گرچه دیگر کار نمی‌کند، قصد ندارد دوباره به مدرسه برگردد و می‌خواهد فوتبال را ادامه بدهد.


او درباره‌ی عضویتش در تیم و تأثیری که رویش گذاشته می‌گوید: «قبل از اینکه فوتبال بازی کنم همش کار می‌کردم. اومدم بچه‌ها رو دیدم دارن فوتبال بازی میکنن، رفیقام بودن، گفتن بیا بریم توی پرشین. یه ذره بهتر شده نسبت به خودم. ولی دیگه کار نمی‌کنم؛ اینش بد شده»


خوبی کار کردن برای راشد به قول خودش این بود که همیشه پول توی جیبش بود، ولی الان که فوتبال بازی می‌کند از پول خبری نیست. اما او هم مثل خیلی از بچه‌های نان‌آور دیگر، از سن‌وسالی که دارد بزرگتر است؛ راشد قصد ندارد فوتبال را رها کند. قصد ندارد دوباره به دالان‌های شلوغ مترو، زیر نگاه‌های سنگین مسافران و ترس از گرفتار شدن به دست مأموران برگردد.


اینجا محیط امن و سالمی هست که او کنار دوستان و همسالانش می‌تواند نوجوانی و جوانی‌اش را معنا ببخشد؛ معنایی که شاید پایه‌های شخصیتی محکمی برای ادامه‌ی زندگی‌اش باشد. راشد منزلت اجتماعی‌اش را به کارکردن و جیب‌های همیشه پر پول ترجیح داده است و می‌گوید «صددرصد الان بهتره برام. از لحاظ روحی روانی و ورزشی و از هر لحاظی بگی الان بهتره برام».


«آوای صلح در مستطیل سبز»


۵۰ تیم فوتبال در سه رده‌ی نوجوانان و نونهالان و جوانان در لیگ پرشین فعالیت می‌کنند. میثم واحدی می‌گوید «این بچه‌ها در کنار استعاد و توانایی‌های فنی، الگوی پهلوانی هستند برای جامعه‌ی ورزشی… خروجی ورزش ما باید در راستای همگرایی دوستی و صلح در جوامع باشد. هدف ما صرفاً این نیست که بچه‌ها جذب تیم‌های ورزشی شوند. سعی می‌کنیم الگوی فضای حرفه‌ای هم باشیم».


مسئول کمیته ورزشی جمعیت امام علی از ورزشکاران و تیم‌هایی که پسوند «فرهنگی – ورزشی» را به دوش می‌کشند هم انتظار بیش از این داشت و می‌گوید هیچ حمایت جدی‌ای از طرف جامعه‌ی ورزشی نشده‌ است؛ «جایی که ورزش می‌تواند از ورود به آسیب و بزه پیشگیری کند تک‌تک ورزشکاران ما باید بیایند و از این بچه‌ها حمایت کنند».


گذشته از اینها حتی نهادهای عمومی که می‌توانستند در پیشبرد کارها به این نهاد خیریه کمک کنند هم علی‌رغم تمام پی‌گیری‌ها که اعضای جمعیت از هشت، نه ماه پیش انجام داده‌اند، کمکی به برگزاری لیگ پرشین نکردند و به گفته‌ی واحدی «ادارات ورزش استان و وزارت ورزش یک زمین را در اختیار این بچه‌ها – ۵۰۰ کودکی که از سراسر کشور از دورافتاده‌ترین نقاط کشور گرد هم جمع شده اند- قرار ندادند».


اما این مشکلات چیزی نیست که راه بچه‌های داوطلب جمعیت را سد کند؛ دوره‌ی سوم لیگ پرشین به هر زحمتی که بوده از دهم شهریور در زمین چمن دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شود. ۲۲ تیم فوتبال با ده‌ها بازیکن و مربی و در مستطیل سبز آوای صلح و امنیت برای کودکان سر می‌دهند.

 



هر تیم شعاری برای خود انتخاب کرده که در رژه‌ی آغازین تیم‌ها خوانده شد؛ شعارهایی حاکی از امید، اخلاق، پایداری، تلاش، همنوع دوستی و جوانمردی. در این بین شعار یکی از تیم‌ها می‌گفت «یا می‌بریم، یا می‌آموزیم». بله این بچه‌ها بیشتر از اینکه برای بازی دور هم جمع شده باشند برای آموختن گرد هم آمده‌اند؛ کاری که در مراسم افتتاحیه هم از قلم نیفتاد. ادای احترام کاپیتان تیم‌ها با اهدای گل و روشن‌ کردن شمع برای کودکان قربانی خشونت و آزار، از همین دست کارهای اخلاقی بود. کودکان و نوجوانانی که ظاهراً دنبال توپ می‌دوند اما در واقع در جست‌جوی هویتی مستقل، شخصیتی محکم و آینده‌ای بهترند.


انتهای پیام

منبع:ایسنا

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی